چاپ صفحه

جلسه سی و هفتم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه سی و هفتم  1397/09/20

مبحث: صلوة

موضوع: قراءَة

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون به بیان استدلال کسانی که قائل به وجوب جهر بسمله هستند می پردازیم:

خبر سلیم بن قیس الهلالی:

وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَي عَنْ ِبْرَاهِيمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ خَطَبَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع) فَقَالَ قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِي أَعْمَالًا خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) (إلی أن قال) أَلْزَمْتُ النَّاسَ الْجَهْرَ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.

(وسائل الشیعه جلد1 باب38 از ابواب الوضوء حدیث3)

(خطبه خواندند امیرالمؤمنین(ع) پس فرمود: حُکّام قبل از من اعمالی انجام دادند برخلاف رسول الله(ص) «تا آنجا که فرمود» و الزام کردم مردم را به جهر به بسم الله الرحمن الرحیم.)

خبر اعمش:

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ الْآتِي عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) فِي حَدِيثِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ: وَ الْإِجْهَارُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي الصَّلَاةِ وَاجِبٌ.

(وسائل الشیعه جلد4 باب21 از ابواب القرائة فی الصلوة حدیث5)

(اعمش از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود: و اجهار به بسم الله الرحمن الرحیم در نماز واجب است.)

از لحاظ سند:

صاحب مستمسک العروة (سید محسن حکیم) : اِنّ ضَعْفَ الخبرین فی نفسها و اعراض الاصحابِ عنهما مانِعٌ مِنَ الاعتماد علیها فی ذلک.

(ضعف دو خبر «سلیم بن قیس هلالی و اعمش» و اعراض اصحاب از آن دو مانع از اعتماد نسبت به آنها در این موضوع «وجوب جهر به بسمله» می باشد.)

(مستمسک العروة ج6 ص206)

صاحب مستندالعروة (محقق خوئی) : اِنَّ الخَدشَ فی السّند و ان کان فی محلّه بالاضافة اِلی روایةِ الاعمش کما لایخفی لکنّه لایَتمّ فی الرّوایة الاولی فَاِنَّ سلیم بن قیس وَ اِنْ لم یُوَثَّق فی کتب الرجال صریحاً. لکن یمکن استفادَةُ توثیقه من کلام البرقی حیثُ قال «اِنّه کان من اولیاء اصحاب علی(ع)» فیظهَرُ انّه کان من خواصِّ اصحابه و مِنَ الطَّبَقَةِ الرّاقیة الغنیَّة عَنِ التّوثیق. بل یمکن استفادتُه ایضاً مِنْ کلام الشیخ فی رجاله «ألی أن قال» فالمناقشة السندیه فی هذه الروایة غیر تامَّة بل الظّاهرُ انّها صحیحة کما وصفها بها فی الحدائق.

(مستندالعروة ج3 ص414)

(خدشه در سند هرچند نسبت به روایت اعمش بجا هست امّا در مورد روایت اوّل تمام نیست زیرا سُلَیم بن قیس هرچند در کتب رجال صریحاً توثیق نشده است لکن امکان دارد از کلام برقی توثیق وی استفاده گردد در آنجا که گوید «او از اولیاء اصحاب علی(ع) می باشد» پس ظاهر می شود که او از خواص اصحاب علی(ع) بوده است و از طبقه بلندی که بی نیاز از توثیق می باشد. بلکه استفاده توثیق وی از کلام شیخ در رجالش هم ممکن است «تا آنجا که گوید» پس مناقشه سندی در این روایت تامّه نیست بلکه ظاهر آن است که صحیحه می باشد همانگونه که در حدائق به صحیحه وصف شده است.)

امّا اشکالی که می ماند این است که راوی که این روایت را از سُلَیْمِ بنِ قیس نقل کرده ابراهیم بن عثمان از اصحاب امامین همامین صادق(ع) و کاظم(ع) است و چگونه از سلیم که از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) بی واسطه نقل روایت نموده است و مرحوم محقق خوئی در رجال خود به این نکته تصریح نموده اند.[1]

و امّا از لحاظ دلالت:

الف) مناقشه در هر دو روایت از آن جهت که اگر وجوب ثابت بود در مثل چنین مسئله ای که بسیار مبتلا به عموم است حتماً اشتهار پیدا می کرد نه اینکه مخفی بماند که فقط سه نفر از فقها به آن فتوی دهند.

ب) در خصوص روایت سلیم بن قیس گوییم معلوم نیست مراد امام(ع) از جهر به بسمله در جمیع نمازها حتی اخفاتیه بوده باشد زیرا کلام آن حضرت حاکی از یک قضیه واقعه است لذا تمسّک به اطلاق در اینجا منتفی می باشد و ممکن است منظور امام امیرالمؤمنین(ع) جهر به بسمله فقط در نمازهای جهریّه باشد زیرا که حکّام قبلی حتّی در نمازهای جهریه هم جهر به بسمله را ترک نموده بودند همان گونه که مذهب عامّه چنین است بنابراین امر امام به اجهار به جهت زوال و رفع بدعت بوده است.

ج) نسبت به خصوص روایت اعمش هم علاوه بر ضعف سند از نظر دلالت مناقشه است زیرا وجوب در آن به معنای لغوی آن یعنی ثبوت است نه معنای مصطلح آن، بنابراین بر بیش از استحباب دلالت نمی کند.

2-  امّا در مورد رکعات سوم و چهارم چنانچه حمد بخواند نظر مصنّف استحباب جهر به بسمله است.

دلیل مصنّف ممکن است تمسّک به اطلاق روایاتی باشد که دلالت بر استحباب جهر به بسمله می نماید.

لکن در مقابل می توان گفت آن روایات انصراف به قرائت در رکعات اوّل و دوم دارد.

و امّا قول به وجوب اخفات بسمله در رکعتین اخیرتین:

چنین استدلال شده است وجوب اخفات حمد در اخیرتین شامل فاتحه به تمام اجزاء آن می شود و شکی نیست در اینکه بسمله هم جزئی از فاتحه است و بنابراین حکم آن هم وجوب اخفات می باشد پس کسی که قائل به جواز جهر به بسمله است، می بایستی اقامه دلیل نماید، تا چه رسد به کسی که جهر به بسمله را مستحب بداند.

مضافاً بر اینکه در جواز اخفات خلافی نیست و اختلاف در جهر به بسمله می باشد که طبعاً جانب احتیاط آن است که در این مورد جهر به بسمله ترک گردد و اخفاتی گفته شود.

 

 

 

 

[1] معجم رجال الحدیث ج1 ص245