چاپ صفحه

جلسه بیست و نهم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه بیست و نهم  1397/09/06

مبحث: صلوة

موضوع: قراءَة

بسم الله الرحمن الرحیم

در مقابل آنچه بیان شد نصوصی موجود است که دلالت بر عدم وجوب یک سوره کامله در نماز می نماید و آنها به دو دسته تقسیم می شوند:

یک دسته روایاتی که دلالت می کند بر اینکه اکتفاء به حمد جایز است و واجب نیست یک سوره به آن ضمیمه گردد.

دسته دیگر روایاتی که دلالت بر جواز تبعیض سوره دارد و قسمتی از یک سوره خواندن را کافی می داند.

نصوصی که دلالت بر جواز اکتفاء به حمد می کند بدین قرار است:

صحیحه علی بن رِئاب:

محمد بن الحسن باسناده عن سعدِ بنِ عبدِالله عَنْ احمدَ بنِ محمد عن الحسنِ بنِ محبوب عَن علی بن رِئاب عن ابی عبدِالله(ع) قال سَمِعْتهُ یَقُولُ: اِنَّ فاتِحَةَ الکتابِ تجوزُ وَحْدَها فِی الفَریضة. (أقول حَمَلَهُ الشَّیخُ و جماعَةٌ علی الضَّرورَةِ لِما یأتی.)

(وسائل الشیعه جلد4 باب2 از ابواب القرائة فی الصلوة حدیث1)

علی بن رئاب از امام صادق(ع) نقل می کند: شنیدم که می فرمود فاتحة الکتاب جایز است به تنهایی در نماز واجب.

صاحب وسائل «شیخ حر عاملی» : شیخ و جماعتی آن را حمل نموده اند بر ضرورت به دلیل آنچه خواهد آمد.

صحیحه حلبی:

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوب عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَاب عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ تُجْزِي وَحْدَهَا فِي الْفَرِيضَةِ.

 (وسائل الشیعه جلد4 باب2 از ابواب القرائة فی الصّلوة حدیث3)

حلبی از امام صادق(ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: فاتحة الکتاب به تنهایی مجزی است در نماز واجب.

 (شرح) این دو صحیحه حمل می شود بر ضرورت مانند استعجال و خوف به عنوان جمع بین این دو روایت و صحیحه دیگری از حلبی که قبلاً ذکر آن گذشت (لابَأس بِأن یَقْرَأَ فی الفریضَةِ بفاتِحَةِ الکتاب فی الرکعتَیْن الاوَّلَتَیْن اذا ما ما اعْجَلَتْ به حاجَةٌ اَوْ تَخَوَّفَ شیئاً)

و امثال این روایت که اجزاء فاتحة الکتاب به تنهایی را مقید به استعجال یا مرض کرده است.

بعض از اعاظم از جمله محقق همدانی و دیگران به همین طریق این روایات را جمع نموده اند.

أقول: این نوع جمع قابل قبول بوده و اشکالی بر آن وارد نیست.

دو نوع دیگر از جمع بین این دو دسته روایات که بعضی برگزیده اند بدین قرار است:

الف) یک طرف روایاتی که ظاهر در وجوب هستند و طرف دیگر روایاتی که ترک سوره را جایز دانسته بنابراین اقتضای جمع عرفی بین آنها این است که دسته اول حمل بر استحباب گردد.

صاحب مستمسک العروة (سید محسن حکیم) همین حمل را اختیار نموده و بیان داشته اند:

هذا و لو سُلِّمَ دلالةُ ما ذکر علی الوجوب فهی معارِضَة بما دَلَّ عَلی جوازِ الاقتصار علی الفاتحة کصحیح علی بن رِئاب عَنْ اَبی عبدالله(ع) ... و الجمع العرفی بینها حَمْلُها علی الاستحباب، امّا الحمل علی حال المریض او الاستعجال او الخوف کما عن الشیخ(ره) بعید (الی اَن قال) و لذا قال فی المعتبر: «واعلم اَنَّ ماذَکَرهَ الشیخره تَحَکُمٌ فی التأویل و الظّاهر اَنَّ فیه روایتین وَ حَمْلُ اِحداهُما عَلی الْجَواز وَ الْاُخْری علی الفضیلَة اقرب.»

(بر فرض که پذیرفته شود دلالة آنچه ذکر شد بر وجوب سوره کامله پس آن معارض است به آنچه دلالت دارد بر جواز اکتفاء بر فاتحه مانند صحیح علی بن رِئاب از امام صادق(ع) ... و جمع عرفی بین آنها این است که حمل کنیم آن را بر استحباب امّا حمل بر مریض یا استعجال یا خوف همانطور که از شیخره نقل شده است پس چنین حملی بعید است «تا آنجا که گوید»: و لذا علّامه در معتبر گفته است: و بدان که آنچه شیخره ذکر کرده است تَحَکُّم در تأویل می باشد و ظاهر آن است که در این خصوص دو روایت موجود است و حمل یکی از آن دو بر جواز و دیگری بر فضیلت «استحباب» نزدیک تر به واقع خواهد بود.)

اشکال: این نوع حمل صحیح نیست زیرا در این صورت لازم می آید که قیود استعجال یا خوف یا مرض برای جواز ترک سوره در روایاتی که قبلاً ذکر شد لغو و بیهوده باشد.

ب) روایات دالّ بر جواز ترک سوره حمل بر تقیّه گردد به جهت موافقت آن با مذهب عامّه.

اشکال: در حالی که امکان جمع دلالی باشد نوبت به حمل بر تقیّه نمی رسد.

اکنون به بیان بعض از نصوصی که دلالت بر جواز تبعیض سوره دارند می پردازیم:

صحیحه علی بن یقطین:

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَنْ تَبْعِيضِ السُّورَةِ قَالَ أَكْرَهُ ذَلِكَ وَ لَا بَأْسَ بِهِ فِي النَّافِلَةِ.

(وسائل الشیعه جلد4 باب4 از ابواب القرائة فی الصّلوة حدیث4)

(علی بن یقطین در حدیثی گفته است که سؤال کردم از ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) راجع به تبعیض سوره؟ فرمود کراهت دارم آن را و در نافله اشکالی ندارد.)

(در صحیحه علی بن یقطین که راوی از تبعیض سوره سؤال می کند امام(ع) در پاسخ جمله «اَکْرَهُ ذلک» یعنی «کراهت دارم آن را» را به کار برده است. البته لفظ کراهت در معنای مصطلح (جواز و ترجیح به جانب ترک) حادث نزد فقهاء و غیرمعهود در لسان اخبار است و آنچه استعمال در اخبار شده همان معنای لغوی آن است که عبارت است از مرجوحیة مطلقه و ظهور در تحریم دارد مشروط به اینکه دلیل بر جواز موجود نباشد.

لکن آنچه امام(ع) استعمال فرموده اند نسبت به تبعیض در سوره لفظ اَکْرَهُ به صیغه متکلّم و در مقابل آن نفی بأس از آن در نافله را متذکر شده اند.

محقق خوئیره این عبارت را ظاهر در کراهت شخصیّه دانسته که آن حضرت اجتناب از آن داشته اند نه به عنوان اینکه حکم شریعت مقدسه باشد و چنانچه مراد حکم شرعی بود بدل از لفظ «اَکْرَهُ» می فرمود «لا» که هم اخصر و هم اظهر می نمود. بنابراین به کار بردن لفظ اَکْرَهُ ظهور در کراهت شخصیّه دارد که هم طراز معنای اصطلاحی کراهت و ملازم با جواز می باشد.

اقول: به نظر می رسد بر این نظریه اشکال وارد است، زیرا در مورد امام(ع) کراهت شخصیّه مساوق کراهت در شریعت مقدّسه است مضافاً بر این که آن حضرت در مقام بیان حکم شرعی در پاسخ به سؤال راوی بوده اند.)

صحیحه سعد بن سعد الاشعری:

وَ عَنْهُ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَرَأَ فِي رَكْعَةٍ الْحَمْدَ وَ نِصْفَ سُورَةٍ هَلْ يُجْزِيهِ فِي الثَّانِيَةِ أَنْ لَا يَقْرَأَ الْحَمْدَ وَ يَقْرَأَ مَا بَقِيَ مِنَ السُّورَةِ فَقَالَ يَقْرَأُ الْحَمْدَ ثُمَّ يَقْرَأُ مَا بَقِيَ مِنَ السُّورَةِ.

(وسائل الشیعه جلد4 باب4 از ابواب القرائة فی الصّلوة حدیث6)

(سعد بن سعد الاشعری گوید از امام رضا(ع) سؤال کردم راجع به مردی که خوانده است در رکعتی حمد را با نصفی از سوره آیا مجزی است در رکعت دوم اینکه نخواند حمد را و بخواند مابقی سوره را؟ پس فرمود: بخواند حمد را سپس بخواند مابقی سوره را.)

دلالت صحیحه سعد بن سعد اشعری بر جواز تبعیض سوره تمام است.

صحیحه زراره:

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَي عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ، قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(ع) رَجُلٌ قَرَأَ سُورَةً فِي رَكْعَةٍ فَغَلِطَ أَيَدَعُ الْمَكَانَ الَّذِي غَلِطَ فِيهِ وَ يَمْضِي فِي قِرَاءَتِهِ أَوْ يَدَعُ تِلْكَ السُّورَةَ وَ يَتَحَوَّلُ مِنْهَا إِلَي غَيْرِهَا فَقَالَ كُلُّ ذَلِكَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ قَرَأَ آيَةً وَاحِدَةً فَشَاءَ أَنْ يَرْكَعَ بِهَا رَكَعَ.

(وسائل الشیعه جلد4 باب4 از ابواب القرائة فی الصّلوة حدیث7)

(زراره گوید به امام باقر(ع) گفتم مردی خوانده است سوره را در رکعتی پس غلط خوانده است آیا رها کند مکانی را که غلط خوانده و ادامه دهد قرائتش را یا رها کند آن سوره را و به سوره دیگری برگردد غیر از آن سوره؟ پس فرمود تمام این ها اشکالی ندارد و اگر بخواند یک آیه را به تنهایی پس بخواهد به همان رکوع کند، رکوع نماید.

دلالت صحیحه زراره بر جواز تبعیض سوره تمام است.