چاپ صفحه

جلسه بیستم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه بیستم  1397/08/19

مبحث: صلوة

موضوع: قیام

بسم الله الرحمن الرحیم

روایت سلیمان بن صالح:

محمد بن یعقوب عن محمدِ بن یحیی عن محمدِ بن الحسین عن محمد بن اسماعیل عن صالح بن عُقْبه عن سلیمان بن صالح عن ابی عبدالله(ع) قال لایقیم احدُکُم الصلاة و هو ماشٍ و لاراکب و لامضطجع الّا ان یکونَ مریضاً وَلْیَتَمَکَّنْ فی الاقامَةِ کما یَتَمَکَّنُ فی الصّلوة فانّه اذا اَخَذَ فی الاقامَةِ فَهُوَ فی صَلاةٍ.

(وسائل الشیعه ج4 باب13 از ابواب اذان و اقامه حدیث12)

سلیمان بن صالح از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود کسی از شما- اقامه نگوید برای نماز در حال راه رفتن یا سواره یا خوابیده مگر اینکه مریض باشد پس بایستی تمکن پیدا کند (مستقر شود) وقتی اقامه می گوید همانطور که در حال نماز چنین می کند پس به درستی که زمانی که شروع به اقامه گفتن کرد، در حال نماز می باشد.

(شرح) بنابراینکه مراد از تمکن، استقرار و اطمینان باشد این روایت وجوب استقرار در حال قیام را می رساند.

 از لحاظ سند مستمل بر صالح بن عُقبه است که ابن غضائری در کتاب رجال خودش وی را تضعیف نموده است البته بعض از علمای رجال از جمله مرحوم آیة الله خوئی (صاحب معجم رجال الحدیث) تضعیف ابن غضائری را معتبر ندانسته اند و دلیل آن را «عدم الاعتماد علی کتابه» ذکر نموده اند.

البته از نظر ایشان صالح بن عُقبه به لحاظ اینکه در اسناد تفسیر قمی و کامل الزیارات واقع شده است به منزله توثیق تلقی می شود.

امّا از حیث دلالت رسا نیست زیرا چنانچه منظور از تشبیه تمکّن در حال اقامه به تمکّن در حال نماز در عبارت «ولْیَتَمَکَّنْ فی الاقامة کما یتمکَّنُ فی الصّلوة» مماثلت در کیفیّت استقرار باشد که در این صورت روایت اساساً متعرّض حکم نشده است و چنانچه منظور مماثلت در حکم باشد که عدم اعتبار استقرار در اقامه ثابت است بلی البته مستحب می باشد، و به هیچ وجه دلالت بر وجوب استقرار در نماز نمی کند و فقط مماثلت و مساوات در رجحان و اصل مطلوبیت را می رساند.

روایت هارون بن حمزه:

و باسناده عن هارونَ بنِ حمزةَ الْغَنَوی انّه سَأَلَ اباعبدالله(ع) عن الصّلاة فی السّفینه فقال ان کانَتْ مُحَمَّلَةً ثَقیلَةً اِذا قُمْتَ فیها لم تَتَحرَّکُ فَصَلِّ قائماً وَ اِنْ کانَتْ خفیفةً تَکَفَّاُ فَصَلِّ قاعداً.

و رواه الکلینی عن محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن یزید بن اسحاق عن هارون بن حمزه.

و رواه الشیخ بِاِسناده عن محمد بن یعقوب مِثْلَهُ.

(وسائل الشیعه ج4 باب14 از ابواب قیام حدیث2)

هارون بن حمزه از امام صادق(ع) سؤال می کند نماز در کشتی را؟ امام فرمود اگر کشتی سنگین است که وقتی بایستی حرکت نمی کنی پس ایستاده نماز بخوان و در صورتی که کشتی سبک است پس نشسته نماز بخوان

در این روایت از لحاظ سند در مورد یزید بن اسحاق امکان خدشه هست زیرا جزء افراد توثیق شده نمی باشد.

البته در الخلاصه وی را معتبر دانسته طبق مسلک خودش که عمل می کند به روایت هر پیرو مذهب امامیه که قدح به وی نخورده باشد.

از طرفی شخص مزبور در اسانید کامل الزیارات واقع شده است و بعضی همین را به منزله توثیق می دانند هرچند برخی قرار داشتن در اسانید کامل الزیارات را به نحو مطلق به منزله توثیق ندانسته بلکه مقیّد و مشروط به اینکه آن شخص از مشایخ ابن قولویه (مصنف کامل الزیارات) بدون واسطه باشد.

و به هرحال از سند بگذریم در دلالت روایت مزبور هم قصوری هست زیرا تفصیل امام(ع) در عبارت ان کانَتْ محمّلة ثقیلة ... و ان کانت خفیفَة تکفَّأُ ناظر بر استقرار سفینه در فرض سنگین و اضطراب آن در فرض سبک بودن است نه اینکه ناظر به استقرار یا اضطراب مصلّی بوده باشد.

آنچه مقصود در روایت است اینکه اگر کشتی سبک است چنانچه مصلّی قیاماً بخواهد نماز بخواند ترس از این است که به دربا بیفتد و ضرر و خسارت جانی داشته باشد پس نشسته بخواند در حالی که مانحن فیه بحث از اضطراب مصلّی است در حالی که قیام او در امن و امان از ضرر باشد.

فتحصّل اینکه آنچه دلیل بر وجوب استقرار مصلّی در نماز است همان اجماع محقَّق و تسالم بین الاصحاب است اعم از متقدّمین و متأخرین.

نکته ای که قبلاً هم به مناسبت به آن اشاره شده است اینکه اجماع دلیل لبّی است بنابراین می بایستی در آنچه اجماع نسبت به آن منعقد است به قدر متیقن اکتفاء شود که همان صورت عمد است یعنی عدم استقرار عمدی موجب بطلان نماز می باشد امّا در فرض سهو و نسیان دلیلی بر بطلان نیست بلکه مقتضای اطلاق حدیث لاتعاد صحت صلوة است، زیرا عدم استقرار در قیام سهواً جزء مستثنیات پنجگانه مذکور در آن نمی باشد.

سوم: الاستقلال به معنی عدم الاستناد یعنی تکیه بر چیزی نداشته باشد.

صاحب حدائق (یوسف بن احمد بحرانی):

المشهور بین الاصحاب (رضوان الله علیهم) وجوب الاستقلال فی القیام بمعنی اَنْ لایستَنِدَ اِلی شیئٍ بحیث لَوْ اُزیلَ السِّنادُ سَقَطَ وَ نُقِلَ عن ابی الصّلاح اَنّه ذهب اِلی جواز الاستناد علی الوجه المذکور و ان کان مکروها.

(حدائق الناظره ج8 ص61)

(مشهور بین اصحاب (رضوان الله علیهم) وجوب استقلال در حال قیام است به این معنی که تکیه بر چیزی نداشته باشدبه گونه ای که اگر تکیه گاه برطرف شود بیفتد و نقل شده است از ابوالصلاح که جایز دانسته است تکیه داشتن بر وجهی که ذکر شد هرچند مکروه باشد.)

ادلّه وجوب استقلال در حال قیام:

الف) بعض قائلین به وجوب و اعتبار استقلال به اجماع استدلال نموده اند لکن اشکال به آن وارد است زیرا اجماع محصّل که حاصل نیست اجماع منقول هم که مورد قبول نبوده و حجت نیست، مضافاً بر اینکه چنین اجماعی اساساً اجماع، تعبدی و کاشف از رأی معصوم نمی باشد زیرا که قطع و یقین یا حداقل احتمال بر این است که مجمعین از وجوه آینده یا بعض از آنها گرفته اند.

ب) بعضی استدلال آورده اند به اینکه استقلال در مفهوم قیام معتبر است. اشکال بر آن هم وارد است زیرا قیام یک هیئت خاصه ای است که حالتی از حالات می باشد در قبال سایر هیئات از قبیل نشستن و خوابیدن و غیره بنابراین در تحقق آن استقلال و عدم اعتماد و تکیه معتبر نیست.