چاپ صفحه

جلسه نوزدهم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه نوزدهم  1397/08/01

مبحث: صلوة

موضوع: قیام

بسم الله الرحمن الرحیم

(متن) و واجبٌ غَیْرُ ‏رُکْنٍ وَ هُوَ القیامُ حالَ الْقَرائة وَ بَعْدَ الرّکُوع وَ مُسْتَحَبٌّ و هُو القیامُ حالَ القُنوتِ ‏وَ حالَ تکبیرِ الرُّکُوع

وَ قَدْ یَکُون مباحاً و هُوَ الْقیامُ بَعْدَ الْقَرائَةِ أو التَّسْبیحِ أَوِ‏ ‏الْقُنُوت أَو فی أَثْنائِها مِقْداراً مِنْ غَیْرِ أَنْ یَشْتَغِلَ بِشَیءٍ وَ ذلِکَ فی غَیْر الْمُتّصِلِ ‏بِالرُّکُوعِ وَ غَیْرِ الْطَّویل الماحی لِلصُّورة.‏

«دوم» واجب غیر رکنی و آن قیام در حال قرائت و قیام بعد از رکوع است.

«سوم» قیام مستحب و آن قیام در حال قنوت و حال تکبیر رکوع است.

«چهارم» قیام مباح و آن قیام بعد از قرائت یا بعد از تسبیحات اربعه یا بعد از قنوت یا قیام در اثناء نماز مقداری که مشغول به چیزی هم نباشد (یعنی ساکت ایستاده است) و این در غیر قیام متصل به رکوع و غیر از قیام طولانی است که صورت نماز به آن محو می شود.

(شرح) قبلاً قیام رکنی را شرح دادیم و اکنون قیام غیر رکنی از جمله قیام در حال قرائت که واجب است.

دلیل آن هم اطلاق ادلّه وجوب قیام در نماز از کتاب و سنّت که شامل قرائت و غیر آن می باشد.

امّا اینکه این قیام رکن نیست به اقتضای حدیث «لاتُعاد» که دلالت بر صحت صلوة دارد با عین اخلال سهوی و فقد هر جزء یا شرطی به استثناء پنج مورد که قیام در حال قرائت بین آنها نیست.

زراره عن ابی جعفر(ع) قال: لاتُعادُ الصلوةُ اِلّا مِنْ خَمْسَةٍ اَلطَّهورِ وَ الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الرّکُوعِ وَ السُّجود.[1]

(زراره از امام باقر(ع) نقل کرده است که فرمود اعاده نمی شود نماز به جز پنج مورد طهارت، وقت، قبله، رکوع، سجود.)

عین همین مطلب در مورد قیام بعد از رکوع می باشد.

قیام در حال قنوت که مستحب است و ترک آن جایز می باشد و منظور آن ترک قنوت است نه ترک قیام در حال قنوت به این صورت که قنوت را جالساً بجا آورد زیرا دلیلی بر مشروعیت آن نیست. نظیر طهارت برای نماز نافله که جائز است ترک طهارت به ترک نافله نه اینکه جائز باشد نافله بدون طهارت

محقق ثانی (علی بن عبدالعالی) اشکالی مطرح کرده اند که قیام حال قنوت به قیام حال قرائت متصل است پس هردو قیام واحدی هستند و یک واحد، نمی تواند هم واجب باشد و هم مندوب.

صاحب مدارک الاحکام (سید محمد بن علی موسوی عاملی) از این اشکال، پاسخ داده اند:

 «بانّه ممتدٌ یقبلُ الانقسام الی الواجب و النّدب و اتّصالُه بالواجب مع وجودِ خواصِّ الندب فیه لایدلّ علی الوجوب»

(قیام امتداد دارد و قبول می کند تقسیم به واجب و ندب را و اینکه متصل به واجب است با وجود خصوصیت ندب در آن دلالت بر وجوب نمی کند)

و امّا قیام مباح و آن قیام بعد از پایان قرائت و تسبیحات و قنوت یا اساساً قیام در اثناء، به گونه ای که صرفاً ساکت ایستاده و اشتغال به چیزی ندارد، البته دو مورد از این قیام استثناء است یکی قیام متّصل به رکوع که رکن است و دیگر قیام در حالات مزبور (ساکت و غیرمشغول به چیزی) به گونه ای که طولانی شود و موجب محو صلوة که حرام است گردد.

(متن) یجب القیامُ حال تکبیرة الإحرام مِنْ أوّلها إلی آخرِها بل یجب ‏‎‎‏من باب المقدمة قبلَها و بعدَها فلو کان جالساً و قام لِلدّخول فی الصّلاةِ و کان‏ ‏حرفٌ واحدٌ من تکبیرة الإحرام حال النهوض قبلَ تحقّق القیام بَطَل کما أنّه لو‏ ‏کبَّر المَأموم و کان الرّاءُ مِنْ أکْبَر حال الْهَوْیِّ اِلی الرکوع کان باطلاً بل یجب أنْ ‏‏یستقرَّ قائماً ثُمَّ یُکَبِّر و یکونُ مستقرّاً بعد التکبیر ثمّ یرکَع.

(واجب است قیام در حال تکبیرة الاحرام از اول آن تا آخرش بلکه واجب است از باب مقدمه قبل از آن و بعد از آن، پس اگر نشسته بود و برخاست برای دخول در نماز و یک حرف از تکبیرة الاحرام را در حال برخاستن گفت قبل از تحقق قیام، باطل است همانطور که اگر مأموم «در نماز جماعت» تکبیر گفت و راء از اکبر در حال رفتن به رکوع بود باطل است بلکه واجب است مستقر و قائم باشد و آنگاه تکبیر بگوید و بعد از تکبیر حالت استقرار داشته باشد و سپس به رکوع رود.

(شرح) اینکه مصنف متذکر شدند مِنْ بابِ المقدمه منظور مقدمه علمیه است زیرا که قیام در تکبیرة الاحرام واجب است از اوّل تا آخرش و می دانیم اشتغال ذمّه یقینی، می طلبد برائت ذمّه یقینیّه را و قطع و یقین به این فراغ ذمّه و حصول امتثال نخواهد بود مگر اینکه حداقل یک لحظه قبل از شروع تکبیرة الاحرام ایستاده باشد و یک لحظه پس از ذکر آن در آخر به حال قیام باشد و همینطور در مورد مأموم وقتی که می خواهد تکبیر گفته و به رکوع امام برسد که لازم است یک وقفه کوتاه تا یقین کند که تمام تکبیرة الاحرام در حال قیام واقع شده و سپس به رکوع رود.

(متن) یعتبر فی القیام الانتصاب و الاستقرار و الاستقلال حال‏ ‏الاختیار

(معتبر است در قیام انتصاب و استقرار و استقلال در حال اختیار)

اوّل: انتصاب به معنای راست قرار گرفتن است در مقابل انحناء که نصوصی بر آن دلالت دارد:

صحیحه زراره:

محمد بن علی بن الحسین باسناده عن زرارة قال قال ابوجعفر(ع) فی حدیث وقُمْ مُنْتَصِباً فَاِنَّ رسول الله(ص) قالَ مَنْ لَمْ یُقِمْ صُلْبَهُ فلاصلاةَ لَه.

(وسائل الشیعه جلد4 باب دوم از ابواب قیام حدیث1)

زراره از امام باقر(ع) نقل می کند که فرمود: و قیام کن راست قامت پس به درستی که رسول خدا(ص) فرمود کسی که قائم نکند کمر و ستون فقراتش را پس نمازی برای او نخواهد بود.

صحیحه حماد بن عیسی

محمد بن علی بن الحسین باسناده عن حماد بن عیسی انه قال لی ابوعبدالله(ع) یوماً ... اِلی اَنْ قالَ: فَقُلْتُ جُعِلْتُ فداک فَعَلِّمْنی الصّلاة فقام ابوعبدالله(ع) مستقبِلَ القبلَةِ منتَصِباً ... فَقالَ اَللهُ اَکْبَر ... ثُمَّ قالَ یا حَمّاد هکَذا صَلِّ و ...

(وسائل الشیعه جلد4 باب اول از ابواب افعال الصلوة حدیث1)

(حمّاد بن عیسی ضمن حدیث مفصلی گوید که روزی امام صادق(ع) به من فرمود «پس از بیان مطالبی» پس گفتم فدای تو گردم پس به من بیاموز نماز را پس امام(ع) ایستاد رو به قبله، راست قامت ... پس گفت الله اکبر ... سپس فرمود: ای حمّاد این چنین نماز بخوان.)

امر ظاهر در وجوب است پس جمیع آنچه از اقوال و حالات آن حضرت مشاهده نمود واجب است مگر آنچه با دلیل خارج شود و حکم به استحباب آن گردد. (انتصاب در حال قیام از جمله مواردی است که حکم به وجوب دارد و دلیل دیگری هم که دلالت بر استحباب آن کند وجود ندارد.)

دوم: استقرار به معنای طمأنینه و سکون در مقابل اضطراب و حرکت

استدلال شده بر آن به اجماع محقَّق و تسالم بین اصحاب.

جواهر الکلام: «الاجماع متحقق علی اعتباره»

روایت سکونی:

محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن النوفلی عن السّکونی عن ابی عبدالله انه قال فی الرّجل یُصَلّی فی موضِعٍ ثم یرید اَنْ یتقَدَّمَ قالَ یَکُفُّ عن القرائة فی مشیِه حتی یتقدَّم الی الموضع الذی یُریدُ ثُمَّ یَقرأ.

(وسائل الشیعه جلد4 باب34 از ابواب القرائة فی الصلوة حدیث1)

(سکونی از امام صادق(ع) نقل کرده است درباره مردی که نماز می خواند در جائی، سپس اراده می کند که جلو برود فرمود هنگام راه رفتن چیزی از قرائت نخواند «ساکت باشد» تا برسد به موضعی که می خواهد برود سپس بخواند.)

این روایت بر فرض که از لحاظ سند معتبره باشد به لحاظ ثقه بودن سَکونی و در اسانید تفسیر قمی واقع شدن نوفلی امّا از لحاظ دلالت بر مانحن فیه قاصر است، زیرا که روایت ناظر به اعتبار استقرار در مقابل مشی و راه رفتن می باشد نه در مقابل اضطراب در حالیکه متوقف و ایستاده باشد و معلوم است که محل کلام در این نوع از معنای استقرار است یعنی استقرار در مقابل اضطراب.

 

[1] وسائل الشیعه جلد4 باب اول از ابواب قواطع سفر حدیث4)