چاپ صفحه

جلسه هفدهم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه هفدهم  1397/07/29

مبحث: صلوة

موضوع: تکبیرة الاحرام

بسم الله الرحمن الرحیم

(متن) وَ إنْ شکّ بعد إتمامها أنّه أتی بها صحیحةً أوْ لا بَنی ‏علی العدم ‏‏لکنّ الأحوطَ إبطالُها بِأحَدِ المنافیات ثمّ استِئنافها

وَ إنْ شَکّ بعد الدخول فیما بعدها بَنی علی الصّحّة

و اگر شک کند بعد از اتمام تکبیر که آیا آن را صحیح بجا آورده یا نه بنابر عدم صحت بگذارد لکن احوط آن است که نماز را به یکی از مبطلات ابطال نموده و از سر بگیرد و اگر شک در صحت تکبیرة الاحرام بعد از دخول در بعد از آن باشد بنا را بر صحت بگذارد.

(شرح) در صورت اول که بعد از اتمام تکبیر شک می کند آیا آن را صحیح بجا آورده یا نه می توان حکم به صحت نمود به دلیل قاعده فراغ و تمسّک به موثّقه محمد بن مسلم از امام باقر(ع):

و عَنْه عن صفوانَ عَن ابن بُکیْر عن محمد بن مسلم عن ابی جعفر(ع) قال کلُّ ما شَکَکْتَ فیه مِمّا قَدْ مَضی فامْضِه کما هُوَ.

(وسائل الشیعه جلد5 باب23 از ابواب الخلل فی الصلوة حدیث3)

«محمد بن مسلم از امام باقر(ع) که فرمود هر چیزی که در آن شک کردی از آنچه گذرانیده ای بنا بگذار آن را همان گونه هست»

آنچه وجود یافته امّا در صحت آن شک داریم حکم به گذر از آن می شود به صرف فراغ از آن بدون اینکه نیازی به دخول در غیر داشته باشد بنابراین موثقه محمد بن مسلم شامل آن می گردد.

بنابراینکه قاعده فراغ منحصر به عمل مرکب و فارغ شدن و به اتمام رساندن آن نیست بلکه نسبت به اجزاء مرکب هم جریان دارد و با اتمام و فارغ شدن از هر جزئی حکم به صحت آن می شود.

اقول: صحیح هم چنین است که قاعده فراغ شامل است هم در مرکب و هم در اجزاء آن. زیرا که موثقه محمد بن مسلم قصوری در اطلاق آن برای شمول نسبت به اجزاء مرکب ندارد.

بدین ترتیب بنابر صحّت تکبیر گذاشته می شود و نماز ادامه می یابد.

بلی البته اگر گفته شود قاعده فراغ منحصراً مربوط به اتمام عمل مرکب است که مانحن فیه به قاعده تجاوز باز می گردد و از آنجا که طبق فرض داخل در غیر نشده است بنابر عدم صحت گذارده می شود همانگونه که مرحوم سید صاحب عروة در این صورت این چنین نظر دادند و بنا بر عدم صحت نهاده اند.

نکته ای که در اینجا هست اینکه ایشان احتیاطی کرده اند بدین صورت که نماز را ابطال نماید بوسیله یکی از مبطلات و پس از آن نماز را از سر بگیرد و احتیاط از آن جهت نموده که اگر در واقع تکبیر وی صحیح بوده ابطال شود و با تکبیرة الاحرام جدید نماز را از سرگرفته و صحت نماز احراز گردد.

لکن اشکالی که وارد است آنکه این احتیاط با احتیاط دیگر مخالف است بدین صورت که در حال شک نسبت به صحت تکبیرة الاحرام بالاخره احتمال صحت تکبیر و طبعاً نماز می باشد و ابطال نماز به وسیله یکی از مبطلات خلاف احتیاط است چون ارتکاب حرام یعنی ابطال نماز محتمل می باشد. بنابراین راه حلّ مشکل و احتیاط بنابر مبنای مصنف که عدم صحت تکبیرة الاحرام است چنین می شود که وقتی شک در صحت تکبیرة الاحرام دارد، تکبیر دیگری را رجاءً بجا آورد به این قصد که اگر اوّلی باطل بوده پس افتتاح نماز بوسیله این یکی واقع شود و چنانچه اوّلی صحیح بوده این دومی ذکر بوده باشد و معلوم است که این کار موجب زیادتی عمدی مبطل نمی گردد زیرا به قصد جزم واقع نشده بلکه به قصد رجاء انجام گرفته است.

امّا در صورت دوم یعنی شک در تکبیرة الاحرام نموده در حالی که داخل در مابعد شده است هم می توان با تمسک به قاعده فراغ حکم به صحت نمود بنا بر مبنایی که این قاعده علاوه بر اینکه شامل عمل مرکب می شود، شامل هریک از اجزاء مرکب هم می گردد.

البته در اینجا هم بنابر مبنای جاری نبودن قاعده فراغ در اجزاء برگشت مسئله به قاعده تجاوز خواهد بود که با توجه به اینکه به بعد از آن جزء مشکوک پرداخته و دخول در غیر شده است حکم به صحت می شود.

در واقع شک در صحت بازگشتش به شک در وجود یعنی وجود صحیح است به عبارت دیگر وجود مأمورٌبه که مساوی با صحیح است نه مطلق وجود.

(متن) و إذا کَبَّر ثمّ شَکَّ ‏‎‎‏فی کونه ‏تکبیرة الإحرام أو تکبیر الرکوع بَنی علی أنّه للإحرام.

و اگر تکبیر گفت سپس شک کرد در اینکه تکبیرة الاحرام بوده است یا تکبیر رکوع بنا را بر این می گذاریم که تکبیرة الاحرام بوده است.

(شرح) دلیل آن معلوم است زیرا که برگشت شک به شک در وجود قرائت است و از آنجا که شک در محل است اعتناء به آن لازم است بنا گذارده می شود که قرائت را انجام نداده و در نتیجه تکبیر مشکوکٌ فیه همان تکبیرة الاحرام بوده است.