چاپ صفحه

جلسه دهم درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه دهم  1397/07/16

مبحث: صلوة

موضوع: تکبیرة الاحرام

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه قبل نصوصی را بیان کردیم که دلالت داشت بر اینکه ترک عمدی و سهوی تکبیرة الاحرام مبطل نماز است و اکنون روایاتی را اعم از صحیحه و موثقه متذکر می شویم که صریحاً دلالت دارد بر اینکه اگر تکبیرة الاحرام سهواً ترک شود نماز باطل نیست و اعاده نمی خواهد.

صحیحه حلبی: و عنه عن اَحمد بنِ محمد ابْنِ ابی عمیر عن حَمّاد بن عثمان عَنْ عُبَیدِاللهِ بنِ علیِّ الحَلبی عن ابی عبدالله(ع) قال سألتُهُ عَن رَجُلٍ نَسیَ اَنْ یُکَبِّرَ حتّی دَخَلَ فی الصّلوة؟ فقال أَلَیْسَ کانَ مِنْ نیّتِه اَنْ یُکَبِّر؟ قُلْتُ نَعَم، قال: فَلْیَمْضِ فی صلوته.

(وسائل الشیعه جلد6 باب2 از ابواب تکبیرة الاحرام حدیث9)

حلبی از امام صادق: سئوال کردم از آن حضرت راجع به مردی که تکبیر را فراموش کرده تا داخل نماز شده است؟ پس فرمود آیا نیت او چنین نبوده که تکبیر بگوید؟ گفتم بلی، فرمود نمازش را ادامه دهد.

موثّقه ابی بصیر: وَ بِاِسناده عن علیّ بن مهزیار عن فَضالَةَ بنِ اَیّوب عَنِ الحسینِ بنِ عثمان عن سَماعَةَ بنِ مِهران عن ابی بصیر قال سَأَلْتُ اباعبدالله(ع) عَنْ رَجُلٍ قام فی الصّلوة فَنَسیَ اَن یُکَبِّرَ فَبَدَأ بالقرائَةِ فقال اِنْ ذَکرها و هو قائِمٌ قَبْلَ اَنْ یَرْکَعَ فلیُکَبِّر وَ اِنْ رَکَعَ فَلْیَمْضِ فی صَلاتِه

(اقول: حَمَلَهُ الشیخ علی الشّکِ فی تکبیرة الافتتاح دونَ الیقین.)

(وسائل الشیعه جلد6 باب2 از ابواب تکبیرة الاحرام حدیث10)

ابوبصیر گوید از امام صادق سئوال کردم راجع به مردی که به نماز ایستاده است پس فراموش کرده تکبیر را پس شروع به قرائت کرده است پس فرمود اگر یادش آمد در حالی که ایستاده است قبل از آنکه به رکوع رود پس تکبیر بگوید و اگر به رکوع رفته است پس نمازش را ادامه دهد.

صحیحه زراره: و بِاِسناده عن سعد بنِ عبدالله عن ابی جعفر عن علیّ بن حدید و عبدالرحمان بن ابی نجران جمیعاً عن حمّادِ بنِ عیسی عن حریزِ بنِ عبدالله عَنْ زُراره عن ابی جعفر(ع) قال قُلتُ له الرّجل یَنسی اوّلَ تکبیرةٍ مِن الافتتاح فقال اِن ذَکَرَها قَبْل الرّکوع کبَّر ثمَّ قَرَءَ ثم رَکَعَ وَ اِن ذَکَرها فی الصّلوة کَبَّرَها فی قیامه فی موضِع التّکبیر قبلَ القرائة و بعد القرائةِ قلتُ فَاِن ذکرها بعد الصلوة؟ قال فَلْیَقْضِها و لاشیءٌ علیه.

«قال الشیخ قوله فلیقضها یعنی الصلوة: اقول و تقدم مایدلُّ علی ذلک و یمکن حمله علی غیر تکبیرة الاحرام من تکبیرات الافتتاح، و القضاء علی الاستحباب.»

(وسائل الشیعه جلد4 باب2 از ابواب تکبیرة الاحرام حدیث8)

(زراره گوید به امام باقر(ع) گفتم مردی فراموش می کند اول تکبیر افتتاحیّه را پس فرمود اگر یادش آمد قبل از آنکه به رکوع رود تکبیر بگوید و قرائت را بخواند و به رکوع رود و اگر در بین نماز یادش آمد تکبیر بگوید در حال قیام در موضع تکبیر قبل از قرائت و بعد از قرائت، گفتم پس اگر بعداز پایان نماز متذکر شد؟ فرمود: آن را قضاء کند و چیزی بر او نیست.)

ذیل این روایت مرحوم صاحب وسائل این مطلب را بیان داشته اند:

(شیخ گفته اند منظور از فلیقضها «قضاء کند آن را» نماز می باشد و من می گویم که قبلاً هم گذشت آنچه دلالت بر این می نمود و ممکن است حملِ آن بر غیر تکبیرة الاحرام از بین تکبیرات افتتاح و قضا هم حمل شود بر استحباب)

و اما علاج این دو دسته اخبار که متعارضین هستند:

1. نسبت بین روایات دسته اول و صحیحه حلبی را عموم و خصوص بدانیم بدین صورت که آن روایات را اعم از حالتی که نیّت تکبیر داشته یا حالتی که نیت تکبیر نداشته باشد اما صحیحه حلبی تنها مربوط به کسی است که نیت تکبیر گفتن را داشته است.

نکته ای که باید توجه کنیم این است که هرچند مورد از قبیل عام و خاص است امّا نمی توان مرتکب تخصیص شد زیرا تخصیص به اکثر لازم می آید و مستهجن خواهد بود.

زیرا وقتی عام شامل دو صورت گردد جائی که نیّت تکبیر داشته و جائی که نیت تکبیر نداشته است حال اگر بوسیله صحیحه (جائی که نیت تکبیر داشته است) تخصیص انجام گرفت آنچه از عام باقی می ماند عدد مختصری خواهد ماند (جائی که نیت تکبیر نداشته است) که بسیار قلیل است فلذا از این طریق جمع بین طائفه اولی از روایات و روایت صحیحه ممکن نیست.

2. به اقتضای جمع عرفی به هر دو دسته روایات اعتماد کنیم و طائفه اولی را حمل بر استحباب کنیم.

لکن بر این نوع جمع هم در مانحن فیه اشکال وارد است از آن جهت که روایات دسته دوم به لحاظ اینکه اجماع محقَّق برخلاف آن است و اساساً آن را از حجیّت ساقط می کند قابل اعتماد نمی باشد.

3. ترجیح به جانب دسته اول به لحاظ مخالفت با قول عامّه و دسته دوم را حمل بر تقیّه نمودن.

صاحب حدائق: ان القول بذلک منقولٌ عن جملةِ من المخالفین منهم الزّهری و الاوزاعی و سعید بن المسیّب و الحسن و قتاده و الحَکَم فَلَعلَّ لمذهب هؤلاءِ شهرةً وصیتاً فی ذلک الوقت اَوْجَبَ صُدورَ هذه الاخبار مُوافقةً لَهُمْ.

صاحب حدائق گفته اند قول به عدم بطلان در فرض ترک سهوی تکبیرة الاحرام از تعدادی مخالفین از جمله زهری و اوزاعی و سعید بن مسیب و حسن و قتاده و حَکَم نقل شده است پس شاید نظر عامّه در آن وقت (زمان صدور اخبار دسته دوم) به اندازه ای به نام آنان شهرت یافته که موجب شده است آن اخبار به لحاظ تقیّه موافق نظر آنها صادر گردد.

اقول: نظریه سوم با توضیح مرحوم صاحب حدائق در رابطه با علاج دو دسته روایات وجه وجیهی است.

(ب) آیا زیادتی تکبیرة الاحرام عمداً و سهواً موجب بطلان نماز است؟

مشهور فقها این زیادتی را مبطل دانسته اند و از این جهت آن را جزء ارکان شمرده اند در حالی که رکن را به معنای آنچه نقصان و زیادتی آن مبطل است، تفسیر نموده اند.

مصنف با جمله: کما اَنَّ زیادتها ایضاً کذلک "همانطور که زیادتی تکبیرة الاحرام هم چنین است" یعنی مبطل می باشد نظر خود را که با نظر مشهور موافق است ذکر کرده اند و در تشریح آن گفته اند:

(متن) فَلَوْ ‏کَبَّر بِقصدِ الافتتاح و أتی بِها عَلی وَجْه الصحیح ثمّ کبّر بهذا القصد ثانیاً ‏بَطَلتْ وَاحْتاجَ إلی ثالثةٍ فَإنْ أبْطَلَها بزیادَةٍ رابِعَةً اِحْتاجَ إلی خامِسَةً‏ ‏و هکذا تَبْطُلُ بِالشَّفْعِ وَ تَصِحُّ بالوتر، ولو کان فی أثناءِ صلاةٍ فَنَسیَ وَ کَبَّرَ ‏لِصلاةٍ اُخْری فالأحوطٌ إتْمامُ ‏الاُولی وَ إعادَتُها.‏

پس اگر تکبیر بگوید به قصد افتتاح و آن را بر وجه صحیح بیاورد و سپس تکبیر بگوید به همان قصد افتتاح نمازش باطل می شود و در اینجا برای نمازش احتیاج به تکبیر سوم است و چنانچه آن را باطل کرد به تکبیر چهارم احتیاج به تکبیر پنجم پیدا می کند و به همین ترتیب تکبیر آتی را که با قصد افتتاح می گوید با زوج موجب بطلان نماز و با وتر موجب صحت نماز می گردد.

در اینجا دو حالت قابل تصور است:

اول اینکه خروج از نماز صرفاً با قصد تکبیرة الاحرام ثانیه حاصل می شود از آنجا که با این قصد، نیت قطع محقّق می شود زیرا که قصد افتتاح ثانیه ملازم با قصد خروج عن الاولی می باشد و در این صورت بطلان در مرتبه سابقه و قبل از گفتن تکبیرة الاحرام واقع شده و تصور زیادتی معنی ندارد و بنابراین تکبیر ثانی صحیح است و وقتی آن را می گوید مجدداً وارد نماز می شود و نیازی به تکبیر ثالثه ندارد.

دوم اینکه خروج از نماز به صرف قصد گفتن تکبیرة الاحرام ثانیه حاصل نمی شود بلکه گفتن لفظ تکبیرة الاحرام ملازم با خروج از نماز می باشد و در این صورت است که حکم به بطلان تکبیر دوم می شود که با اداء آن نماز باطل گردیده است و نیاز به گفتن تکبیر سوم خواهد بود.

آنچه موجب تعجب است آنکه مشهور فقهاء با عین حال که قائل هستند به اینکه به مجرد قصد گفتن تکبیر ثانی خروج از نماز حاصل شده و سپس لفظ تکبیر گفته شده است و قاعدةً می بایست حکم به صحت تکبیر ثانی بکنند امّا قائل به بطلان آن و نیاز به تکبیرة ثالث گردیده اند.