چاپ صفحه

جلسه ششم از درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

درس خارج فقه حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب

مکان: حرم مطهر احمدبن موسی(ع) شاهچراغ، شبستان امام خمینی(ره)

جلسه ششم  1397/07/09

مبحث: صلوة

موضوع: نیت

بسم الله الرحمن الرحیم

 (متن) الخامس: أنْ یکونَ أصلُ العملِ لِلّه لکن أتی به فی مکانٍ و قَصَد بِإتیانهِ فی ‏‎‎‏ذلک المکان الرّیاء کما إذا أتی به فی المسجد أو بعضِ المشاهد ریاءً و هذا ‏أیضاً باطلٌ علی الأقوی و کذا إذا کان وقوفُه فی الصفِّ الأوّل من الجماعَةِ أو ‏‎‎‏فی الطّرفِ الْأیْمَنِ ریاءً.

پنجم این که اصل عمل برای خدا انجام گرفته امّا در مکانی که نماز خوانده به قصد ریاء بوده است مانند اینکه در مسجد یا بعض مشاهد به قصد ریاء بجا آورده است این هم باطل است بنابر اقوی و همینطور چنانچه ایستادن در صف اوّل جماعت یا طرف راست امام ریاءً انجام گرفته باشد.

(شرح) موضوع ریاء عبارت است از عنوان اَلصَّلوةُ المقیّدة بِالْمَکانِ الْخاص بنابراین نمازی که در خارج وجود پیدا کرده مغایر با نمازی که در مکان مخصوص تحقق یافته نیست بگونه ای که دو نماز موجودین بوجودین باشد که در نتیجه فساد از یکی به دیگری سرایت ندهد بلکه بینهما اتحاد و عینیّة است و طبعاً حکم به فساد و بطلان آن می شود زیرا که: آنچه مبغوض است مقرِّب نیست و آنچه حرام است نمی تواند مصداق واجب قرار گیرد.

 

(متن) السادس:أن یکون الریاء من حیث الزمان کالصلاة ‏‎‎‏فی أوّل الوقت ریاء،و هذا أیضاً باطل علی الأقوی.

ششم ریاء از حیث زمان مانند اینکه نماز اول وقت را ریاءً انجام دهد و این هم باطل است بنابر اقوی.

(شرح) خصوصیت زمانی هم عیناً با همان خصوصیت مکانی مشترک است بنابراین هرآنچه در آنجا گفته شد در اینجا هم بحث همان است و در واقع موضوع ریاء عبارت است از عنوان الصّلوة المقیّدة بالزمان الخاص و توضیحاتی که بیان گردید.

(متن) السابع: أن یکون الریاء ‏‎‎‏من حیث أوصاف العمل، کالإتیان بالصلوة جماعَة اَوِ القراءة بالتأنّی أو بالخشوع ‏‏أو نحو ذلک و هذا أیضاً باطلٌ علی الأقوی.

هفتم اینکه ریاء از حیث اوصاف عمل باشد مانند اینکه آوردن نماز به جماعت، قرائت را به تأنی یا به خشوع و امثال اینها همچنین باطل است بنابر اقوی.

(شرح) در مورد جماعت گوییم چون خصوصیت جماعت از افعال مستقله نیست حکم خصوصیت زمان و مکان را دارد و موضوع ریاء همان عنوان الصّلوةُ المقیّدةِ بالجماعة می باشد و همینطور نسبت به تأنی در قرائت و خضوع و خشوع در حال نماز.

(متن) الثامن: أن یکون فی مقدّمات ‏العمل کما إذا کان الریاء فی مَشْیِه إلی المسجد لا فی إتْیانه فی المسجد ‏‏و الظاهر عدم البطلان فی هذه الصّورة.

هشتم اینکه در مقدمات عمل ریاء واقع شود همانند اینکه در رفتن شخص به سوی مسجد ریاء واقع شود نه در حضورش در مسجد و ظاهر عدم بطلان در این صورت است.

(شرح) وجه عدم بطلان آن است که مقدمات اموری است که خارج از عمل است و مقتضی برای سرایت موجود نمی باشد بنابراین عمل خالی از ریاء است فلاوجه لِلْبُطلان.

(متن) التاسع: أن یکون فی بعض الأعمال ‏‎‎‏الخارجة عن الصلوة کالتحنّک حال الصلوة و هذا لا یکون مبطلاً إلّا إذا رجع إلی ‏‎‎‏الرّیاء فی الصلاة متحنِّکاً.

نهم اینکه ریاء نسبت به بعض اعمال خارج از نماز مانند حنک انداختن در حال نماز واقع شود و این قسم باطل نیست مگر اینکه بازگشت آن به ریاء در نمازی که با حنک خوانده می گردد بوده باشد.

اقول: تحنّک بنفسه موضوع برای ریاء است و حنک انداختن از امور خارج از نماز است مضافاً بر اینکه استحباب تحنّک یا کراهت ترک آن اختصاص به حال نماز ندارد بلکه مربوط به حالت تعمّم است اعم از حال نماز و غیر آن همانطور که در مبحث لباس مصلّی مشروح آن را بیان کردیم.

بنابراین ریاء نسبت به تحنّک در حال نماز موجب بطلان نمی باشد.

(متن) العاشر: أن یکون العمل خالصاً للّه لکنْ کان بحیثُ ‏یُعْجِبُه أنْ یَراهُ الناس والظّاهِرُ عدمُ بطلانه أیضاً کما أنّ الخطور القلبی لا یضرّ ‏خصوصاً إذا کان بحیث یَتأذّی بِهذا الخطور وکذا لا یضرّ الریاءِ بترک ‏الأضداد.

دهم اینکه عمل را خالص برای خدا انجام دهد لکن دوست دارد و می پسندد که مردم ببینند ظاهر این است که باطل نمی باشد. همانطور که خطور قلبی ضرری ندارد خصوصاً اگر طوری باشد که از آن خطور اذیت شودو همچنین ریاء نسبت به ترک اضداد (افعال منافی نماز از جمله مبطلات)

(شرح) البته این صفت (تمایل به تحسین دیگران و محبوبیت بین مردم) یک نقیصه اخلاقی است و مؤمن حقیقی سزاوار است نفس خود را تزکیه نماید امّا این خصلت موجب بطلان عمل نمی باشد چون فرض بر این است که عمل را به نحو تامّ و تمام خالصاً لوجه الله بجا آورده است. می توان گفت این حالت عامّ البلوی است و کمتر کسی با مجاهدت و سیر و سلوک الی الله به جایگاهی می رسد که از این صفت مبرّی گردیده و مدح و ذمّ مردم برای او مهم نباشد بلکه تمامی همّ او طلب رضای خداوند متعال باشد وگرنه غالب مردم از عباداتشان مسرور می شوند وقتی مردم آنها را می بینند و مدح می کنند و شهرت پیدا می کنند که از بندگان مؤمن و صالح خداوند هستند و صرف این حالت موجب بطلان عبادت نیست.

صحیحه زُراره از ابی جعفر(ع) بر عدم بطلان عمل در این صورت دلالت دارد:

محمدُبنَ یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن جمیل بن درّاج عن زُرارَه عن ابی جعفرعلیه السلام قال: سَأَلْتُهُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَعْمَلُ اَلشَّيْءَ مِنَ اَلْخَيْرِ فَيَرَاهُ إِنْسَانٌ فَيَسُرُّهُ ذَلِك  قَال: لاَ بَأْسَ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلّا وَ هُوَ يُحِبُّ أَنْ يَظْهَرَ لَهُ فِي اَلنَّاسِ اَلْخَيْرُ إِذَا لَمْ يَكُنْ صَنَعَ ذَلِكَ لِذَلِكَ. (وسائل الشیعه ج1 باب15 از ابواب مقدمة العبادات حدیث1)

زراره مى‌گويد: به امام باقر عليه السّلام عرض كردم: مردى كار خيرى مى‌كند و ديگرى او را مى‌بيند و خوشش مى‌آيد، فرمود: عيب ندارد، كسى نيست مگر اينكه دوست مى‌دارد كه ميان مردم براى او كار خوبى ظاهر شود، به شرط‍‌ اينكه آن كار خير را براى آن محبوبیّت و جلوه نزد مردم انجام ندهد.

ذیل روایت دالّ بر آن است که اگر خیر را به قصد اینکه شناسانده شود و محبوب و مقبول واقع گردد انجام دهد باطل می باشد.

در ادامه عاشر مصنف گویند: خطور قلبی ضرری ندارد خصوصاً اگر به گونه ای باشد که از آن خطور متأذّی شود.

علّت آن است که هیچگونه منافاتی با اخلاص معتبر در عبادت ندارد و این خطورات از وساوس شیطانی است که عمدی واختیاری نیست و در صورت تأذّی نشانی است از مرتبه بلندی از اخلاص و اینکه عمل لله انجام می شود.

و همچنین ریاء نسبت به ترک اضداد (ترک افعال منافی) مضرّ نیست. بنابراین اگر در ترک مبطلات نماز ریاء واقع شود موجب بطلان نماز نخواهد بود.

سید محسن حکیمره (مستمسک العروة) تركُ الأضداد قد يكون بنفْسِه موضوعاً للرّياء و قد يكون قيداً لِموضوعهِ كَأنْ يُرائي في الصلوة المتروكِ فيها الضِّد فعلى الأوّل يصحُّ العملِ و على الثاني يَبْطُل نظيرُ ما سَبَقَ في الخشوع و التحنّك فَإطْلاقَ الصِّحَةِ لَيْسَ كَما يَنبغي وَ إنْ حُكيَ عَنِ الإيضاحِ الإجماعُ عليها و لعلّ المراد الصورة الْأولى.

ترک اضداد ممکن است خودش موضوع برای ریاء باشد و ممکن است قید برای موضوع ریاء باشد مانند اینکه ریاء تعلق گیرد به نمازی که در آن ضدّ متروک است بنابر اوّل عمل صحیح است و بنابر دوم عمل باطل می باشد نظیر آنچه قبلاً راجع به خشوع و تحنّک گذشت. پس اطلاق صحّت سزاوار نیست هرچند اجماع بر آن از ایضاح حکایت شده است و شاید مراد صورت اول بوده باشد(ترک اضداد خودش موضوع برای ریاء قرار گیرد)

محقق خوئی ره (مستند العروة) فانّه لا موجبَ لِفَسادها لعدم تَعَلُّقِ الرّياءِ بها بل بترك ضدِّها الذي هو أمرٌ آخر مقارنٌ مع الصّلوة و لم يكن متّحداً مَعَها.

(در مورد ریاء نسبت به ترک اضداد) چیزی که موجب فساد صلوة گردد موجود نیست زیرا ریاء به صلوة تعلق نگرفته است بلکه به ترک ضدّ آن (مبطلات) تعلق گرفته که آن هم امر دیگری است مقارن با نماز امّا متحد با آن نمی باشد.

اقول: صورت دوم در کلام صاحب مستمسک (ترک اضداد قید برای موضوع ریاء) همانگونه که در فرع قبلی «التاسع» راجع به ریاء نسبت به تحنّک گفتیم منتفی است و ترک اضداد بنفسه موضوع ریاء می باشد زیرا از امور خارج از صلوة است، مضافاً بر اینکه ترک اضداد امر عدمی و تحنّک امر وجودی است. حاصل آنکه ریاء نسبت به ترک اضداد هم به طریق اولی موجب بطلان نماز نمی باشد.